تبليغاتX
گیلاس آبی
گیلاس آبی
زندگی برای کسانی که می اندیشند کمدی،و برای کسانی که حس می کنند،تراژدی است.
قاصدک
 

قاصدک! هان ، چه خبر آوردي؟

کجا وز که خبر آوردي؟

خوش خبر باشي ،اما، اما

گرد بام و در من

بي ثمر مي گردي

انتظار خبري نيست مرا

نه ز ياري نه ز ديار و دياري ـ باري

برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس

برو آنجا که ترا منتظرند.

قاصدک!

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از اين در وطن خويش غريب

قاصد تجربه هاي همه تلخ

با دلم مي گويد

که دروغي تو ، دروغ.

که فريبي تو،فريب.

قاصدک!هان. ولي.... آخر.....ايواي!

راستي آيا رفتي با باد؟

با توام، آي کجا رفتي؟ آي.........!

راستي آيا جايي خبري هست هنـــــوز؟

مانده خاکستر گرمي جـــــــــــايي؟

دراجاقي ـ طمع شعله نمي بندم ـ خردک شرري هست هنـــــوز؟

قاصدک!

ابرهاي همه عالم شب و روز

در دلم مي گريند.

"مهدي اخوان ثالث"

 

پ.ن : عیدتون مبارک

 

 


|+| خط خطی شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:51  به دست saeedeh  | 

گواهی

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

 

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

 

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

 

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم

 

اگر دشنه دشمنان گردنیم

اگر خنجر دوستان گرده ایم

 

گواهی بخواهید اینک گواه

همین زخم هایی که نشمرده ایم

 

دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده ایم

                                           ((قیصر امین پور))

 

|+| خط خطی شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 19:53  به دست saeedeh  | 

مردن چقدر حوصله می خواهد !

 

من هیچ چیز و هیچ کس را

دیگر

در این زمانه دوست ندارم

انگار

این روزگار چشم ندارد من و تو را

یک روز

خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا

هر چیز و هر کسی را

که دوستر بداری

حتی اگر یک نخ سیگار

یا زهر مار باشد

از تو دریغ می کنند

پس

من با تمام وجودم

خودم را زدم به مردن

تا روزگار دیگر

کاری به کار من نداشته باشد.

                                 (( قیصر امین پور ))

 

 

پ.ن : بیش از این ها ، آه ، آری ، بیش از این ها می توان خاموش ماند... .

 

|+| خط خطی شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 21:11  به دست saeedeh  | 

 
business articles